elfjährig

Aussprache: /ˈɛlfˌjɛːʁɪç/
Worttrennung: elf·jäh·rig
صفت

یازده ساله

Bedeutungen

1

سن آن یازده سال است.

  • Das elfjährige Kind spielt gerne Fußball.کودک یازده ساله دوست دارد فوتبال بازی کند.
  • Er hat eine elfjährige Tochter, die sehr talentiert ist.او یک دختر یازده ساله دارد که بسیار با استعداد است.
  • Die elfjährige Erfahrung in diesem Bereich macht ihn zum Experten.یازده سال تجربه در این زمینه او را به یک متخصص تبدیل کرده است.
2

مدت زمان آن یازده سال است.

  • Das elfjährige Jubiläum der Firma wird groß gefeiert.یازدهمین سالگرد شرکت به طور باشکوهی جشن گرفته می‌شود.
  • Sie hat eine elfjährige Reise durch Asien geplant.او یک سفر یازده ساله در سراسر آسیا را برنامه‌ریزی کرده است.
  • Der elfjährige Vertrag wurde nun verlängert.قرارداد یازده ساله اکنون تمدید شده است.