elfminütig

Aussprache: /ˌɛlfmiˈnyːtɪç/
Worttrennung: elf·mi·nü·tig
صفت

یازده دقیقه‌ای، یازده دقیقه طول کشنده

Bedeutungen

1

چیزی که مدت زمان آن دقیقاً یازده دقیقه است.

  • Die elfminütige Zugfahrt war pünktlich.سفر یازده دقیقه‌ای با قطار به موقع بود.
  • Er gab eine elfminütige Präsentation.او یک ارائه یازده دقیقه‌ای داد.
  • Das elfminütige Warten war langweilig.انتظار یازده دقیقه‌ای خسته‌کننده بود.