elfminütig
یازده دقیقهای، یازده دقیقه طول کشنده
Bedeutungen
1
چیزی که مدت زمان آن دقیقاً یازده دقیقه است.
- Die elfminütige Zugfahrt war pünktlich.سفر یازده دقیقهای با قطار به موقع بود.
- Er gab eine elfminütige Präsentation.او یک ارائه یازده دقیقهای داد.
- Das elfminütige Warten war langweilig.انتظار یازده دقیقهای خستهکننده بود.