elftägig

Aussprache: /ˌɛlfˈtɛːɡɪç/
Worttrennung: elf·tä·gig
صفت

یازده روزه

Bedeutungen

1

که مدت آن دقیقاً یازده روز است.

  • Die elftägige Reise führte uns durch mehrere Länder.سفر یازده روزه ما را از چندین کشور عبور داد.
  • Er hat einen elftägigen Sprachkurs gebucht.او یک دوره زبان یازده روزه رزرو کرده است.
  • Das elftägige Festival zog viele Besucher an.جشنواره یازده روزه بازدیدکنندگان زیادی را جذب کرد.