elftägig
یازده روزه
Bedeutungen
1
که مدت آن دقیقاً یازده روز است.
- Die elftägige Reise führte uns durch mehrere Länder.سفر یازده روزه ما را از چندین کشور عبور داد.
- Er hat einen elftägigen Sprachkurs gebucht.او یک دوره زبان یازده روزه رزرو کرده است.
- Das elftägige Festival zog viele Besucher an.جشنواره یازده روزه بازدیدکنندگان زیادی را جذب کرد.