ellbögeln
با آرنج هل دادن، با آرنج راه باز کردن
Beispiele
- Es sind nicht nur die Hindernisse, die den Fahrern und den wenigen Fahrerinnen den Parcours schwermachen, sondern auch die Gegner. Sie ''ellbögeln,'' drängeln, möchten überholen.این فقط موانع نیستند که کار را برای رانندگان و معدود رانندگان زن دشوار میکنند، بلکه حریفان نیز همینطورند. آنها با آرنج هل میدهند، فشار میآورند، میخواهند سبقت بگیرند.
Bedeutungen
1
transitiv / intransitiv
با آرنج به کسی ضربه زدن یا راه خود را با آرنج باز کردن (اغلب به صورت تهاجمی یا بیملاحظه)
- Er musste sich durch die Menge ellbögeln, um nach vorne zu kommen.او مجبور شد با آرنج راه خود را از میان جمعیت باز کند تا به جلو برسد.
- Manche Leute ellbögeln sich im Leben nach oben, ohne Rücksicht auf andere.برخی افراد در زندگی بدون توجه به دیگران، با آرنج راه خود را به بالا باز میکنند.