ellenlang
خیلی طولانی، دراز دراز
Beispiele
- Bei dem ''ellenlangen'' Vortrag bin ich fast eingeschlafen.با سخنرانی خیلی طولانیاش تقریباً خوابم برد.
- Seine ''ellenlangen'' Emails sind sehr anstrengend.ایمیلهای خیلی طولانی او بسیار خستهکننده هستند.
- Es dauert ewig, diese ''ellenlangen'' Inventurlisten abzuarbeiten.کار کردن با این لیستهای موجودی خیلی طولانی ابدی است.
- Diese ''ellenlangen'' IBAN-Nummern für sein Bankkonto kann sich kein Mensch merken.هیچ کس نمیتواند شمارههای IBAN خیلی طولانی او را برای حساب بانکیاش به خاطر بسپارد.