صفت
والدینی، مربوط به والدین، پدری و مادری
جملات نمونه برای elterlich:
Er wohnte noch im ''elterlichen'' Haus.
او هنوز در خانه پدری زندگی میکرد.
„Auf ''elterlichen'' Wunsch pilgerte er schließlich nach Rom, um vom Papst Dispens zu erlangen.“
به درخواست والدین، او سرانجام به رم سفر کرد تا از پاپ معافیت بگیرد.