embetieren
خسته کردن، ملول کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
تزئین کردن یک پارچه یا لباس با استفاده از نخهای رنگی و تکنیکهای گلدوزی، اغلب برای ایجاد طرحهای پیچیده و هنری.
- Die Künstlerin embetierte das Kleid mit feinsten Seidenfäden zu einem beeindruckenden Muster.هنرمند لباس را با ظریفترین نخهای ابریشم به شکلی چشمگیر گلدوزی کرد.
- Traditionelle Trachten werden oft kunstvoll mit Mustern embetiert.لباسهای سنتی اغلب با ظرافت با طرحها گلدوزی میشوند.