emendieren
اصلاح کردن متن، پیرایش متن (در نقد متون)
Beispiele
- Der Ägyptologe ''emendiert'' den abgebrochenen Hieroglyphentext.متخصص مصر باستان متن هیروگلیف آسیبدیده را اصلاح و بازسازی میکند.
- Die heiligen Texte sollten ''emendiert,'' also verbessert werden, nicht etwa beim Vorlesen oder Abschreiben korrumpiert.متون مقدس باید اصلاح میشدند، یعنی بهبود مییافتند، و نه اینکه هنگام خواندن یا استنساخ فاسد شوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک متن، سند یا نوشته را برای از بین بردن خطاها یا بهبود آن تصحیح یا اصلاح کردن.
- Der Herausgeber musste den alten Text emendieren.ویراستار مجبور شد متن قدیمی را تصحیح کند.
- Es ist wichtig, die historischen Dokumente sorgfältig zu emendieren.مهم است که اسناد تاریخی را با دقت اصلاح کرد.