emeritieren

Aussprache: /ɛməʁiˈtiːʁən/
Wortzerlegung: eme·ri·tie·ren
فعل

بازنشسته شدن (به ویژه اساتید دانشگاه)، بازنشسته کردن

Beispiele

  • Kalecki, jüdischer Herkunft, wurde Opfer gezielter Angriffe, er ließ sich ''emeritieren'' und starb 1970, tief enttäuscht vom Sozialismus.کالکی، با اصالت یهودی، قربانی حملات هدفمند شد، بازنشسته شد و در سال ۱۹۷۰، عمیقاً از سوسیالیسم ناامید، درگذشت.

Bedeutungen

1 ohne Objekt (intransitiv) / Akkusativ (transitiv)

به یک استاد دانشگاه یا مقام عالی‌رتبه دیگر، وضعیت بازنشستگی با حفظ عنوان و برخی حقوق را اعطا کردن یا خود شخص بازنشسته شدن.

  • Der Professor wird nächstes Jahr emeritiert.این استاد سال آینده بازنشسته می‌شود (با حفظ عنوان).
  • Die Universität hat ihn nach 40 Jahren Dienst emeritiert.دانشگاه او را پس از ۴۰ سال خدمت بازنشسته کرد (با حفظ عنوان).