anempfinden
همدلی کردن، حس کردن، درک کردن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) jemandem/etwas (Dativ) anempfinden
احساسات، تجربیات یا رفتار شخص دیگری را با عاطفه درک کردن و خود را با آن تطبیق دادن (کاربرد ادبی).
- Er konnte sich gut in die Lage des Opfers anempfinden.او میتوانست به خوبی خود را جای قربانی بگذارد و احساس او را درک کند.
- Die Autorin schafft es, dem Leser die Gefühle der Hauptfigur nahezubringen und sich in sie anempfinden zu lassen.نویسنده موفق میشود احساسات شخصیت اصلی را به خواننده نزدیک کند و او را با شخصیت همحس سازد.