nachempfinden
همدلی کردن، احساس دیگری را درک کردن، بازآفرینی کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) nachempfinden
احساسات، شرایط یا رنج شخص دیگری را به خوبی درک کردن و در ذهن خود تجربه نمودن.
- Ich kann seine Trauer gut nachempfinden.من میتوانم اندوه او را به خوبی درک کنم.
- Der Autor versucht, die Gefühle seiner Charaktere nachzuempfinden.نویسنده تلاش میکند تا احساسات شخصیتهایش را بازآفرینی کند.
2
etwas (Akkusativ) nachempfinden
اثری هنری یا سبکی را الهامگیری کرده و طبق آن بازآفرینی کردن.
- Der Komponist hat seine Symphonie nach einem alten Volkslied nachempfunden.آهنگساز سمفونی خود را بر اساس یک آهنگ محلی قدیمی بازآفرینی کرده است.
- Dieses Gemälde ist dem Stil der Renaissance nachempfunden.این نقاشی به سبک رنسانس بازآفرینی شده است.