empfehlen
توصیه کردن
Beispiele
- Schülern wird ''empfohlen,'' sich bei der Anti-G-8-Protestgruppe Attac zu informieren.به دانشآموزان «توصیه میشود» که در مورد گروه اعتراضی ضد جی-۸ (Attac) اطلاعات کسب کنند.
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
چیزی یا کسی را به دیگری توصیه یا پیشنهاد کردن
- Ich kann dir dieses Buch sehr empfehlen.من میتوانم این کتاب را به شدت به تو توصیه کنم.
- Der Arzt empfahl ihm, mehr Sport zu treiben.پزشک به او توصیه کرد که بیشتر ورزش کند.
2
sich empfehlen
خود را به کسی معرفی کردن یا توصیه کردن (اغلب در بافت رسمی یا قدیمی)
- Darf ich mich Ihnen empfehlen?آیا میتوانم خودم را به شما معرفی کنم؟
- Nach dem Gespräch empfahl er sich höflich.پس از گفتگو، او مودبانه خداحافظی کرد (خود را توصیه کرد).