empfehlen

Aussprache: /ɛmˈp͡feːlən/
Wortzerlegung: emp·feh·len
فعل

توصیه کردن

Beispiele

  • Schülern wird ''empfohlen,'' sich bei der Anti-G-8-Protestgruppe Attac zu informieren.به دانش‌آموزان «توصیه می‌شود» که در مورد گروه اعتراضی ضد جی-۸ (Attac) اطلاعات کسب کنند.

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ

چیزی یا کسی را به دیگری توصیه یا پیشنهاد کردن

  • Ich kann dir dieses Buch sehr empfehlen.من می‌توانم این کتاب را به شدت به تو توصیه کنم.
  • Der Arzt empfahl ihm, mehr Sport zu treiben.پزشک به او توصیه کرد که بیشتر ورزش کند.
2 sich empfehlen

خود را به کسی معرفی کردن یا توصیه کردن (اغلب در بافت رسمی یا قدیمی)

  • Darf ich mich Ihnen empfehlen?آیا می‌توانم خودم را به شما معرفی کنم؟
  • Nach dem Gespräch empfahl er sich höflich.پس از گفتگو، او مودبانه خداحافظی کرد (خود را توصیه کرد).