mitempfinden

Aussprache: /ˈmɪtʔɛmˌpfɪndn̩/
Wortzerlegung: mit·emp·fin·den
فعل

همدردی کردن، همدلی داشتن، در احساس دیگری شریک بودن

Bedeutungen

1 mit + Dativ mitempfinden / etwas (Akkusativ) mitempfinden

احساسات، غم یا شادی شخص دیگری را عمیقاً حس کردن و با او همدردی نمودن

  • Ich kann gut mitempfinden, wie schwer diese Situation für dich ist.من به خوبی می‌توانم همدردی کنم که این وضعیت چقدر برای تو دشوار است.
  • Sie konnte den Schmerz der Familie mitempfinden.او می‌توانست درد خانواده را درک کند و با آن‌ها همدردی کند.
2 etwas (Akkusativ) mitempfinden

در شور و هیجان یا شادی دیگران شریک بودن و همان حس را داشتن

  • Wir mitempfanden seine Freude über den Sieg.ما در شادی او از پیروزی شریک بودیم.
  • Es ist schön, wenn man die Begeisterung anderer mitempfinden kann.زیباست وقتی انسان می‌تواند شور و هیجان دیگران را احساس و در آن شریک شود.