emporgehen

Aussprache: /ɛmˈpoːɐ̯ˌɡeːən/
Worttrennung: em·por·ge·hen
فعل

زبانه کشیدن/بالا رفتن (ادبی)

Bedeutungen

1 (بدون مفعول)

حرکت به سمت بالا و ارتفاع (در متون ادبی، صعود یا زبانه کشیدن آتش)

  • Die Flammen gingen hoch empor.شعله‌های آتش به بالا زبانه کشیدند.
  • Der Weg ging steil zum Gipfel empor.راه با شیب تندی به سمت قله بالا می‌رفت.