emporkriechen
به آرامی بالا خزیدن، به سمت بالا خزیدن
Bedeutungen
1
kein spezifischer Kasus
با خزیدن به سمت بالا حرکت کردن.
- Die Schlange kroch langsam den Baumstamm empor.مار به آرامی از تنه درخت بالا خزید.
- Die Pflanze kriecht an der Hauswand empor.گیاه از دیوار خانه بالا میخزد.
2
kein spezifischer Kasus
(مجازی، تحقیرآمیز) با تملق، چاپلوسی یا روشهای غیراخلاقی در سلسله مراتب اجتماعی یا شغلی بالا رفتن.
- Er hat sich durch Intrigen und Schmeicheleien emporgekrochen.او با دسیسه و چاپلوسی بالا رفت.
- Solche Leute kriechen oft in hohe Positionen empor.چنین افرادی اغلب به مقامهای بالا میخزند (با چاپلوسی بالا میروند).