emporhalten
به بالا نگه داشتن، برافراشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
پلاکاردی، پرچمی یا دستی را به سمت بالا بلند کردن و نگه داشتن
- Die Demonstranten hielten ihre Plakate weit empor.تظاهرکنندگان پلاکاردهایشان را کاملاً بالا نگه داشتند.
- Er hielt den Pokal stolz empor.او جام را با افتخار بالا گرفت.
2
Akkusativ
ارزشها یا یاد اجداد را گرامی داشتن و حفظ نمودن (مجازی)
- Es ist wichtig, die Werte der Freiheit emporzuhalten.حفظ و برافراشته داشتن ارزشهای آزادی مهم است.
- Sie hielten die Erinnerung an ihre Ahnen stets empor.آنها همواره یاد اجدادشان را گرامی داشتند.