فعل
به بالا خزیدن، بالا رفتن (با خزیدن)
معانی و تعاریف emporklettern:
- با دست و پا از جایی به سمت بالا حرکت کردن، صعود کردن (اغلب با تلاش)
جملات نمونه برای emporklettern:
„Wer 100 Stufen ''emporklettern'' wolle, sagt Raymond Myles, der müsse mit der ersten anfangen.“
ریموند مایلس میگوید: "کسی که میخواهد 100 پله را 'بالا بخزد'، باید از پله اول شروع کند."
Die Pflanze klettert an der Wand empor.
گیاه از دیوار بالا میرود.
Er musste mühsam den steilen Felsen empor klettern.
او مجبور بود با زحمت از صخره شیبدار بالا برود.