emporkriechen

Aussprache: /ɛmˈpɔʁˌkʁiːçn̩/
Wortzerlegung: em·por·krie·chen
فعل

به آرامی بالا خزیدن، به سمت بالا خزیدن

Beispiele

  • Wer je eine Nacht auf einer Alm verbrachte, im archaischen Dunkel, in abgeschiedener Einsamkeit, kennt wohl den Neandertaler-Horror, der die Wirbelsäule ''emporkriecht'', wenn die dunklen Fichten rauschen und das Holz zu sprechen beginnt.هر کسی که شبی را در آلپ گذرانده باشد، در تاریکی باستانی، در تنهایی دورافتاده، احتمالاً وحشت نئاندرتال را که در ستون فقرات «بالا می‌خزد» می‌شناسد، وقتی صنوبرهای تیره خش‌خش می‌کنند و چوب شروع به صحبت می‌کند.

Bedeutungen

1 kein spezifischer Kasus

با خزیدن به سمت بالا حرکت کردن.

  • Die Schlange kroch langsam den Baumstamm empor.مار به آرامی از تنه درخت بالا خزید.
  • Die Pflanze kriecht an der Hauswand empor.گیاه از دیوار خانه بالا می‌خزد.
2 kein spezifischer Kasus

(مجازی، تحقیرآمیز) با تملق، چاپلوسی یا روش‌های غیراخلاقی در سلسله مراتب اجتماعی یا شغلی بالا رفتن.

  • Er hat sich durch Intrigen und Schmeicheleien emporgekrochen.او با دسیسه و چاپلوسی بالا رفت.
  • Solche Leute kriechen oft in hohe Positionen empor.چنین افرادی اغلب به مقام‌های بالا می‌خزند (با چاپلوسی بالا می‌روند).