emporreissen

Aussprache: /ɛmˈpɔʁˌʁaɪ̯sn̩/
Worttrennung: em·por·reis·sen
Wort

به سرعت بالا کشیدن، ربودن، به زور بالا بردن

Bedeutungen

1 etwas (Akk.) emporreissen

چیزی را با نیروی زیاد یا ناگهانی به سمت بالا کشیدن یا بلند کردن. (املای قدیمی 'emporreißen')

  • Er riss den Vorhang empor, um das Licht hereinzulassen.او پرده را بالا کشید تا نور وارد شود.
  • Der Wind riss die Blätter vom Baum empor.باد برگ‌ها را از درخت به بالا کشید.
2 sich (Akk.) emporreissen

خود را با سرعت و ناگهانی به سمت بالا کشیدن یا بلند کردن (معمولاً در واکنش به چیزی). (املای قدیمی 'emporreißen')

  • Sie riss sich aus dem Schlaf empor.او ناگهان از خواب بیدار شد (خود را از خواب بیرون کشید).
  • Nach der Niederlage versuchte das Team, sich wieder emporzureißen.بعد از شکست، تیم تلاش کرد دوباره خود را بالا بکشد (روحیه بگیرد).