emporreissen
به سرعت بالا کشیدن، ربودن، به زور بالا بردن
Bedeutungen
1
etwas (Akk.) emporreissen
چیزی را با نیروی زیاد یا ناگهانی به سمت بالا کشیدن یا بلند کردن. (املای قدیمی 'emporreißen')
- Er riss den Vorhang empor, um das Licht hereinzulassen.او پرده را بالا کشید تا نور وارد شود.
- Der Wind riss die Blätter vom Baum empor.باد برگها را از درخت به بالا کشید.
2
sich (Akk.) emporreissen
خود را با سرعت و ناگهانی به سمت بالا کشیدن یا بلند کردن (معمولاً در واکنش به چیزی). (املای قدیمی 'emporreißen')
- Sie riss sich aus dem Schlaf empor.او ناگهان از خواب بیدار شد (خود را از خواب بیرون کشید).
- Nach der Niederlage versuchte das Team, sich wieder emporzureißen.بعد از شکست، تیم تلاش کرد دوباره خود را بالا بکشد (روحیه بگیرد).