emporwachsen
بالا رفتن، رشد کردن به سمت بالا
Bedeutungen
1
intransitiv
بالا آمدن، رشد کردن به سمت بالا، سر برآوردن (معمولاً در مورد گیاهان، ساختمانها یا چیزهای انتزاعی مانند تمدن)
- Aus dem Boden wuchsen hohe Bäume empor.درختان بلند از زمین سر برآوردند.
- Eine neue Stadt wuchs aus den Ruinen empor.شهری جدید از میان ویرانهها سر برآورد.