emporzuschießen
به سرعت بالا رفتن، فوران کردن، سر برآوردن
Bedeutungen
1
kein direktes Objekt (oft mit Ortsangabe)
به سرعت و ناگهان به سمت بالا حرکت کردن یا رشد کردن، اغلب در توصیف پدیدههای طبیعی، اقتصادی یا اجتماعی. این شکل با 'zu' برای تأکید بر عمل یا قصد به کار میرود.
- Die Aktienkurse schienen förmlich emporzuschießen, nachdem die Nachricht bekannt wurde.به محض انتشار خبر، به نظر میرسید که قیمت سهام به طور محسوسی رو به افزایش است.
- Der junge Künstler versuchte, mit seinem Werk emporzuschießen und Anerkennung zu finden.هنرمند جوان تلاش میکرد تا با اثر خود به سرعت پیشرفت کند و مورد تحسین قرار گیرد.