encanaillieren

Aussprache: /ãkaˈjaɪ̯liːrən/
Worttrennung: en·ca·nail·lie·ren
فعل

با افراد طبقه پایین‌تر معاشرت کردن، خود را با آن‌ها قاطی کردن

Bedeutungen

1 sich + mit + Dativ

خود را با افراد یا محیط‌های فرومایه یا بی‌ارزش معاشرت دادن و در نتیجه اعتبار یا جایگاه اجتماعی خود را پایین آوردن (قدیمی یا ادبی).

  • Er hat sich mit zwielichtigen Gestalten encanailliert und seinen Ruf ruiniert.او با افراد مشکوک معاشرت کرد و آبروی خود را از دست داد.
  • Die Adligen durften sich nicht mit dem einfachen Volk encanaillieren.اشراف نباید با مردم عادی قاطی می‌شدند.