energiepolitisch
مربوط به سیاست انرژی
Bedeutungen
1
به هر موضوع یا اقدامی که به برنامهریزی، تنظیم و اجرای سیاستهای مربوط به تولید، توزیع و مصرف انرژی مربوط باشد.
- Die energiepolitischen Ziele der Bundesregierung sind ambitioniert.اهداف سیاست انرژی دولت فدرال بلندپروازانه است.
- Eine energiepolitische Wende ist notwendig.تغییر سیاست انرژی ضروری است.
- Die internationale Konferenz befasste sich mit energiepolitischen Fragen.کنفرانس بینالمللی به مسائل سیاست انرژی پرداخت.