enkodieren
رمزگذاری کردن، کدگذاری کردن
Beispiele
- Wer seine nonverbalen Mitteilungen gut ''enkodieren'' kann, kann in der Regel auch fremde Botschaften besser dekodieren.کسی که بتواند پیامهای غیرکلامی خود را به خوبی رمزگذاری کند، معمولاً میتواند پیامهای دیگران را نیز بهتر رمزگشایی کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
رمزگذاری کردن، کدگذاری کردن، تبدیل اطلاعات به فرمت خاص.
- Der Computer enkodiert die Daten vor der Übertragung.کامپیوتر دادهها را قبل از انتقال رمزگذاری میکند.
- Man muss die Nachricht enkodieren, um sie sicher zu versenden.باید پیام را رمزگذاری کرد تا آن را ایمن ارسال کرد.
2
Akkusativ
(زیستشناسی، زبانشناسی) کد کردن، رمزگذاری ژنتیکی یا زبانی.
- Gene enkodieren Proteine.ژنها پروتئینها را کد میکنند.
- Sprache enkodiert Gedanken und Konzepte.زبان افکار و مفاهیم را کد میکند.