ennuyieren
حوصله سر بردن، خسته کردن، آزار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را خسته یا ملول کردن، حوصله کسی را سر بردن
- Die lange Rede hat mich ennuyiert.سخنرانی طولانی مرا خسته کرد.
- Er ennuyiert seine Zuhörer mit endlosen Details.او شنوندگانش را با جزئیات بیپایان خسته میکند.