entästen

Aussprache: /ɛntˈɛstn̩/
Worttrennung: entäs·ten
فعل

شاخه زدن، شاخه‌زدایی کردن (درخت)

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas + entästen)

شاخه‌های یک درخت یا تنه درخت را بریدن و جدا کردن، شاخه‌زدایی کردن. این فعل معادل entasten است.

  • Die Forstwirte entästen die jungen Bäume, um das Wachstum zu fördern.جنگل‌بانان برای تقویت رشد، درختان جوان را شاخه‌زدایی می‌کنند.
  • Es ist wichtig, die Obstbäume richtig zu entästen.هرس کردن صحیح درختان میوه مهم است.