فعل
بیبهره بودن، تحمل کردنِ نداشتن، محروم بودن
معانی و تعاریف entbehren:
- محروم بودن از چیزی، فاقد چیزی بودن، بدون چیزی سر کردن
جملات نمونه برای entbehren:
Diese Aussage entbehrt jeder Grundlage.
این اظهارنظر فاقد هرگونه مبنایی است.
Ich kann diese Unterstützung nicht entbehren.
من نمیتوانم بدون این حمایت سر کنم (از این حمایت محروم باشم).