entbehrlich
قابل چشمپوشی، غیرضروری، قابل صرف نظر
Beispiele
- Mit der neuen Microsoft-Lösung wäre die Blackberry-Software dem Bericht zufolge ''entbehrlich''.طبق این گزارش، با راه حل جدید مایکروسافت، نرمافزار بلکبری «قابل چشمپوشی» خواهد بود.
قابل چشمپوشی، غیرضروری، قابل صرف نظر