entbehrungsreich
پُر از سختی و محرومیت، توانفرسا
Bedeutungen
1
دارای کمبودهای فراوان، نیازمند فداکاری و تحمل سختیهای زیاد به دلیل شرایط نامساعد یا محدودیتها.
- Das Leben in den ersten Jahren nach dem Krieg war sehr entbehrungsreich.زندگی در سالهای اول پس از جنگ بسیار پر از سختی و محرومیت بود.
- Sie wuchs in einer entbehrungsreichen Zeit auf, in der es kaum genug zu essen gab.او در دورانی پر از محرومیت بزرگ شد که به سختی غذای کافی وجود داشت.
- Der Polarforscher berichtete von einer entbehrungsreichen Expedition unter extremen Bedingungen.محقق قطبی از یک سفر پرمشقت و طاقتفرسا در شرایط سخت گزارش داد.