فعل
زایمان کردن؛ (کسی را) از وظیفه/تعهد رها کردن/معاف کردن
معانی و تعاریف entbinden:
- (jemanden von Dativ) کسی را از وظیفه، تعهد یا رازی معاف یا آزاد کردن
- (eine Frau) زایمان کردن (پزشک یا ماما زن را در زایمان یاری میکند)
- (sich) زایمان کردن (زن خودش زایمان میکند)
جملات نمونه برای entbinden:
„Lea ''entband'' in der Lindenallee, mit Hilfe Doktor Aarons und einer Hebamme.“
لیا در بلوار لیندن، با کمک دکتر آرون و یک ماما زایمان کرد.
Der Arzt entband ihn von der Schweigepflicht.
پزشک او را از رازپوشی معاف کرد.
Ich entbinde Sie hiermit von Ihrer Verpflichtung.
من شما را بدین وسیله از تعهدتان آزاد میکنم.