entblöden
جسارت به خرج دادن، بیشرمانه عمل کردن
Bedeutungen
1
sich + Infinitiv mit zu (sich entblöden etwas zu tun)
انجام کاری که معمولاً از آن شرم دارند یا انتظار نمیرود، با جسارت یا بیشرمی غیرمعمول.
- Er hat sich doch tatsächlich entblödet, mich anzulügen!او واقعاً جسارت کرد و به من دروغ گفت!
- Wie konnten Sie sich entblöden, so etwas zu fragen?چطور توانستید جسارت کنید چنین چیزی بپرسید؟