entblössen
برهنه کردن، آشکار کردن، افشا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به معنای برهنه کردن یا عریان کردن بدن، یا آشکار کردن بخشی از بدن که پوشیده شده است.
- Der Wind entblösste die Gipfel der Berge von Schnee.باد قلههای کوهها را از برف عریان کرد.
- Die archäologischen Ausgrabungen entblössten die Fundamente einer antiken Stadt.کاوشهای باستانشناسی پایههای یک شهر باستانی را آشکار ساختند.
2
Akkusativ
به معنای آشکار کردن یا فاش کردن حقایق، اسرار، یا جنبههای پنهان یک موضوع یا موقعیت.
- Die Untersuchung entblösste die Korruption innerhalb der Organisation.تحقیقات، فساد درون سازمان را فاش کرد.
- Seine Worte entblössten seine wahre Absicht.سخنانش نیت واقعی او را آشکار ساخت.