فعل
سربزدایی کردن، جدا کردن سرب
معانی و تعاریف entbleien:
- سرب را از یک ماده، سوخت یا محیط حذف کردن.
جملات نمونه برای entbleien:
„Ob dem Jod die Fähigkeit zukommt, das Blei aus den Körpergeweben zu entfernen, also den Organismus zu ''entbleien,'' müßte durch exakte Versuche von neuem geprüft werden.“
باید با آزمایشهای دقیق دوباره بررسی شود که آیا ید این قابلیت را دارد که سرب را از بافتهای بدن خارج کند، یعنی بدن را سربزدایی کند.
Man versucht, das Trinkwasser zu entbleien, um Gesundheitsrisiken zu minimieren.
تلاش میشود آب آشامیدنی سربزدایی شود تا خطرات سلامتی به حداقل برسد.
Die Einführung von bleifreiem Benzin hat dazu beigetragen, die Luft zu entbleien.
معرفی بنزین بدون سرب به سربزدایی هوا کمک کرده است.