enteilen
به سرعت دور شدن، پیشی گرفتن
Beispiele
- Während er noch die letzten Anweisungen gab, ''enteilte'' er schon in Richtung Flughafen.در حالی که او هنوز آخرین دستورات را میداد، به سمت فرودگاه دور شد.
- Wir müssen etwas tun, sonst ''enteilt'' uns die Konkurrenzfirma.باید کاری کنیم، وگرنه شرکت رقیب از ما پیشی میگیرد.
- Im Urlaub ''enteilt'' die Zeit wie im Fluge.در تعطیلات، زمان به سرعت برق و باد میگذرد.
Bedeutungen
1
intransitiv
با عجله دور شدن، گریختن، فرار کردن (اغلب به صورت ادبی)
- Die Zeit enteilte uns viel zu schnell.زمان خیلی سریع از ما گریخت.
- Der Dieb enteilte in der Dunkelheit.دزد در تاریکی فرار کرد.
2
Dativ / intransitiv
از کسی یا چیزی پیشی گرفتن، جا گذاشتن (اغلب مجازی)
- Der Läufer enteilte seinen Konkurrenten.دونده از رقبایش پیشی گرفت.
- Die Jugend enteilte dem Alter.جوانی از پیری پیشی گرفت (مجازی).