entemotionalisieren
احساسی زدایی کردن، عاری از احساس کردن، بیطرف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas entemotionalisieren)
چیزی یا کسی را از جنبههای احساسی رها کردن یا آنها را کاهش دادن تا امکان بررسی عینیتر فراهم شود.
- Es ist wichtig, die Situation zu entemotionalisieren, um eine Lösung zu finden.مهم است که برای یافتن راهحل، وضعیت را از حالت احساسی خارج کنیم.
- Der Wissenschaftler versuchte, seine Forschungsergebnisse zu entemotionalisieren.دانشمند تلاش کرد نتایج تحقیقات خود را عاری از احساس بیان کند.