Deklinierte Form
شکل صرف شده فعل 'entfachen' (برانگیختن، شعلهور کردن)
معانی و تعاریف entfachten:
- ایجاد یا شعلهور کردن آتش؛ در معنای مجازی، برانگیختن احساسات، شور و شوق یا درگیری.
جملات نمونه برای entfachten:
Die Rede des Anführers entfachte einen Sturm der Begeisterung in der Menge.
سخنرانی رهبر، طوفانی از شور و شوق را در جمعیت برانگیخت.
Die Veröffentlichung des Skandals entfachte eine hitzige Debatte in der Öffentlichkeit.
انتشار این رسوایی، بحث داغی را در جامعه ایجاد کرد.