فعل
افتادن (از دست)، حذف شدن، فراموش شدن، سهم کسی شدن
معانی و تعاریف entfallen:
- فراموش شدن، از قلم افتادن، لغو شدن
- به کسی تعلق گرفتن، سهم کسی بودن، به عهده کسی بودن
جملات نمونه برای entfallen:
Der Kugelschreiber ist ihm ''entfallen.''
خودکار از دستش افتاد.
Die Tagesordnungspunkte drei und vier ''entfallen'' bei der heutigen Sitzung.
بندهای سه و چهار دستور کار در جلسه امروز حذف میشوند.
Der Name der Studentin war dem Professor ''entfallen.''
نام دانشجو از یاد استاد رفته بود.