entfließen
سرچشمه گرفتن، جاری شدن
Beispiele
- Der Eibach ''entfließt'' dem Kleinen Stausee.رود ایباخ از مخزن کوچک سرچشمه میگیرد.
Bedeutungen
1
Dativ (woher)
از جایی به بیرون جاری شدن یا سرچشمه گرفتن (معمولاً مایعات یا چیزهای انتزاعی مانند کلمات، صداها).
- Aus der Quelle entfließt klares Wasser.از چشمه آب زلال جاری میشود.
- Wunderschöne Melodien entflossen ihren Fingern am Klavier.ملودیهای زیبا از انگشتان او بر روی پیانو جاری میشد.