Deklinierte Form
شعلهور شدند / شعلهور شده
معانی و تعاریف entflammten:
- شروع به سوختن کردن؛ مشتعل شدن؛ همچنین به صورت مجازی برای بیان شروع شدید احساسات قوی مانند عشق، خشم یا شور و شوق.
جملات نمونه برای entflammten:
Die trockene Vegetation entflammte bei der kleinsten Funkenbildung.
پوشش گیاهی خشک با کوچکترین جرقه شعلهور شد.
Seine leidenschaftliche Rede entflammte die Herzen der Zuhörer für die gute Sache.
سخنرانی پرشور او دل شنوندگان را برای هدف نیک برانگیخت.