entfleuchen
گریختن، فرار کردن، رهایی یافتن
Beispiele
- Festhalten! Sonst ''entfleucht'' sie dir noch!نگهش دار! وگرنه از دستت میگریزد!
Bedeutungen
1
Intransitiv
گریختن یا فرار کردن، معمولاً به صورت شاعرانه برای افکار، ارواح یا چیزهای ناملموس استفاده میشود.
- Ein Gedanke entfleuchte ihm.فکری از ذهنش گریخت.
- Die Seele entfleucht dem Körper.روح از بدن میگریزد.