entfließen

Aussprache: /ɛntˈfliːsn̩/
Worttrennung: ent·flie·ßen
فعل

سرچشمه گرفتن، جاری شدن

Beispiele

  • Der Eibach ''entfließt'' dem Kleinen Stausee.رود ایباخ از مخزن کوچک سرچشمه می‌گیرد.

Bedeutungen

1 Dativ (woher)

از جایی به بیرون جاری شدن یا سرچشمه گرفتن (معمولاً مایعات یا چیزهای انتزاعی مانند کلمات، صداها).

  • Aus der Quelle entfließt klares Wasser.از چشمه آب زلال جاری می‌شود.
  • Wunderschöne Melodien entflossen ihren Fingern am Klavier.ملودی‌های زیبا از انگشتان او بر روی پیانو جاری می‌شد.