entfliehen
گریختن، فرار کردن
Beispiele
- Vor drei Jahren ''entfloh'' Natascha Kampusch ihrem Entführer - nach 3096 Tagen im Verlies.ناتاشا کامپوش سه سال پیش از دست ربایندهاش گریخت - پس از ۳۰۹۶ روز در سیاهچال.
Bedeutungen
1
Dativ
فرار کردن (از مکان، وضعیت، شخص)
- Er konnte seinen Verfolgern entfliehen.او توانست از تعقیبکنندگانش فرار کند.
- Sie wollte der Realität entfliehen.او میخواست از واقعیت فرار کند.