entfliessen
جاری شدن، سرازیر شدن، درگذشتن
Bedeutungen
1
Dativ
به صورت مجازی یا استعاری از مکانی یا وضعیتی دور شدن، رهایی یافتن یا گریختن، اغلب به دلیل عدم توانایی در کنترل یا ممانعت.
- Der Angeklagte versuchte, der Verantwortung für seine Taten zu entfließen, doch die Beweise waren erdrückend.متهم تلاش کرد از مسئولیت اعمال خود بگریزد، اما شواهد کوبنده بودند.
- Manche Künstler suchen in ihrer Kunst eine Zuflucht, um der Härte des Alltags zu entfließen.برخی هنرمندان در هنر خود پناهگاهی میجویند تا از سختیهای زندگی روزمره بگریزند.
2
aus + Dativ
جاری شدن یا سرچشمه گرفتن از یک منبع، اغلب به صورت مجازی برای توصیف منشأ یا منبع یک مفهوم، ایده یا احساس.
- Die tiefe Melancholie schien aus jeder Zeile seines Gedichts zu entfließen.اندوه عمیق گویی از هر سطر شعر او جاری میشد.
- Aus dieser historischen Begebenheit entflossen zahlreiche Legenden und Mythen.از این رویداد تاریخی، افسانهها و اسطورههای بیشماری سرچشمه گرفتند.