entfristen

Aussprache: /ɛntˈfʁɪstn̩/
Wortzerlegung: ent·fris·ten
فعل

پایان دادن به محدودیت زمانی، دائمی کردن

Beispiele

  • Mitarbeiter haben keinen Anspruch darauf, frühzeitig zu erfahren, ob sie ''entfristet werden'' oder nicht.کارمندان حق ندارند زودتر از موعد بدانند که آیا قراردادشان دائمی می‌شود یا خیر.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(قرارداد، موقعیت شغلی و غیره) را از حالت موقت خارج کرده و دائمی کردن؛ محدودیت زمانی را برداشتن.

  • Die Universität hat seine befristete Stelle entfristet.دانشگاه موقعیت شغلی موقت او را دائمی کرد.
  • Nach drei Jahren wurde der Arbeitsvertrag entfristet.پس از سه سال، قرارداد کاری دائمی شد.