entfristen
پایان دادن به محدودیت زمانی، دائمی کردن
Beispiele
- Mitarbeiter haben keinen Anspruch darauf, frühzeitig zu erfahren, ob sie ''entfristet werden'' oder nicht.کارمندان حق ندارند زودتر از موعد بدانند که آیا قراردادشان دائمی میشود یا خیر.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(قرارداد، موقعیت شغلی و غیره) را از حالت موقت خارج کرده و دائمی کردن؛ محدودیت زمانی را برداشتن.
- Die Universität hat seine befristete Stelle entfristet.دانشگاه موقعیت شغلی موقت او را دائمی کرد.
- Nach drei Jahren wurde der Arbeitsvertrag entfristet.پس از سه سال، قرارداد کاری دائمی شد.