entgegenfiebern
با هیجان انتظار کشیدن
Beispiele
- Während die Regierung am Samstag, dem 3. Juni, Amits Rückkehr aus Washington ''entgegenfieberte'', wartete Jehoschua Bar-Dayan auf seine Frau.در حالی که دولت در روز شنبه، ۳ ژوئن، منتظر بازگشت اَمیِت از واشنگتن «با هیجان» بود، یهوشوا بار-دایان منتظر همسرش بود.
Bedeutungen
1
Dativ
با هیجان و اشتیاق فراوان منتظر رویدادی در آینده بودن.
- Die Kinder fiebern den Sommerferien entgegen.بچهها بیصبرانه منتظر تعطیلات تابستانی هستند.
- Wir fiebern dem Konzert unseres Lieblingskünstlers entgegen.ما مشتاقانه منتظر کنسرت هنرمند مورد علاقهمان هستیم.