entgegengehen
به استقبال رفتن، پیشواز رفتن
Bedeutungen
1
Dativ
به استقبال یا پیشواز کسی رفتن یا مواجهه با رویدادهای آینده
- Er ging seinen Gästen entgegen.او به استقبال مهمانانش رفت.
- Wir gehen einer ungewissen Zukunft entgegen.ما در حال رویارویی با آیندهای نامعلوم هستیم.