entgegenkommen
به سمت کسی آمدن، کوتاه آمدن، مناسب بودن
Bedeutungen
1
Dativ
به سمت کسی در مسیر مقابل حرکت کردن یا پیش آمدن
- Ein Auto kam uns entgegen.یک ماشین از روبرو به سمت ما میآمد.
- Ich ging zum Bahnhof, um ihr entgegenzukommen.من به سمت ایستگاه رفتم تا به استقبالش بروم.
2
Dativ
کوتاه آمدن، سازش کردن و موافقت با خواستههای طرف مقابل
- Wir müssen ihm bei der Preisverhandlung entgegenkommen.ما باید در مذاکره قیمت با او کنار بیاییم (کوتاه بیاییم).
- Die Firma ist uns mit den Lieferzeiten entgegengekommen.شرکت درباره زمان تحویل با ما سازش کرد.
3
Dativ
مناسب بودن، با برنامهها یا خواستههای کسی جور بودن
- Sein Vorschlag kam mir sehr entgegen.پیشنهاد او کاملاً مناسب وضعیت من بود.
- Diese Arbeitszeiten kommen mir entgegen.این ساعات کاری برای من عالی است.