entgegenkommen

Aussprache: /ɛntˈɡeːɡn̩ˌkɔmən/
Worttrennung: ent·ge·gen·kom·men
فعل

به سمت کسی آمدن، کوتاه آمدن، مناسب بودن

Bedeutungen

1 Dativ

به سمت کسی در مسیر مقابل حرکت کردن یا پیش آمدن

  • Ein Auto kam uns entgegen.یک ماشین از روبرو به سمت ما می‌آمد.
  • Ich ging zum Bahnhof, um ihr entgegenzukommen.من به سمت ایستگاه رفتم تا به استقبالش بروم.
2 Dativ

کوتاه آمدن، سازش کردن و موافقت با خواسته‌های طرف مقابل

  • Wir müssen ihm bei der Preisverhandlung entgegenkommen.ما باید در مذاکره قیمت با او کنار بیاییم (کوتاه بیاییم).
  • Die Firma ist uns mit den Lieferzeiten entgegengekommen.شرکت درباره زمان تحویل با ما سازش کرد.
3 Dativ

مناسب بودن، با برنامه‌ها یا خواسته‌های کسی جور بودن

  • Sein Vorschlag kam mir sehr entgegen.پیشنهاد او کاملاً مناسب وضعیت من بود.
  • Diese Arbeitszeiten kommen mir entgegen.این ساعات کاری برای من عالی است.