entgegenschleudern

Aussprache: /ɛntˈɡeːɡənˌʃlɔɪ̯dɐn/
Wortzerlegung: ent·ge·gen·schleu·dern
فعل

به سمت کسی پرتاب کردن

Beispiele

  • Hurley sah aus, als wollte er ihm sein Glas ''entgegenschleudern''.هالی به نظر می‌رسید که می‌خواهد لیوانش را به سمت او پرتاب کند.

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ

چیزی را با سرعت و قدرت به سمت کسی یا چیزی پرتاب کردن.

  • Er schleuderte ihm den Ball entgegen.او توپ را به سمتش پرتاب کرد.
  • Der Wind schleuderte uns den Regen entgegen.باد باران را به سمت ما پرتاب می‌کرد.
2 Dativ + Akkusativ

کلمات یا اتهاماتی را با عصبانیت یا چالش‌برانگیز به کسی گفتن (مجازی).

  • Sie schleuderte ihm eine Beleidigung entgegen.او یک توهین به سمتش پرتاب کرد (با عصبانیت گفت).
  • Er schleuderte ihr seine Wut entgegen.او خشم خود را به سمت او پرتاب کرد (با عصبانیت ابراز کرد).