entgegenreichen
به کسی دادن، به سمت کسی دراز کردن
Beispiele
- Ein harmloser Schädling‘, sagt Detlef Mahn, als ihm der ältere Herr ein Blatt seiner Balkonpflanze ''entgegenreicht''.یک آفت بیضرر»، دتلف ماهن میگوید، زمانی که مرد مسن برگی از گیاه بالکن خود را «به سمت او دراز میکند».
Bedeutungen
1
Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)
چیزی را به سمت کسی دراز کردن یا به او تعارف کردن (معمولاً با دست)
- Er reichte ihr die Hand entgegen.او دستش را به سمت او دراز کرد.
- Sie reichte dem Gast ein Glas Wasser entgegen.او یک لیوان آب به مهمان تعارف کرد.