entgegensehen
در انتظار چیزی بودن، چشم به راه بودن، انتظار کشیدن
Beispiele
- Deutschland war außerdem die einzige Macht, die einem Kontinentalkrieg kühl ''entgegensah,'' den es glaubte gewinnen zu können, solange England neutral blieb.آلمان همچنین تنها قدرتی بود که با خونسردی جنگ قارهای را انتظار میکشید، جنگی که معتقد بود تا زمانی که انگلستان بیطرف بماند، میتواند آن را ببرد.
Bedeutungen
1
Dativ
با انتظار یا پیشبینی به چیزی در آینده نگاه کردن؛ منتظر چیزی بودن (معمولاً با هیجان یا نگرانی).
- Wir sehen den Ferien mit großer Freude entgegen.ما با خوشحالی فراوان منتظر تعطیلات هستیم.
- Sie sieht der Prüfung mit gemischten Gefühlen entgegen.او با احساسات متفاوتی منتظر امتحان است.
2
Dativ
با توجه به شرایط، انتظار داشتن که چیزی اتفاق بیفتد یا با چیزی مواجه شدن.
- Das Unternehmen sieht schwierigen Zeiten entgegen.شرکت با دوران سختی روبرو خواهد شد (انتظار دوران سخت را دارد).
- Man muss den Herausforderungen des Lebens mutig entgegensehen.باید با شجاعت با چالشهای زندگی روبرو شد (انتظار چالشها را داشت).